تبليغاتX
بـقـیـع - مـبـاهـلـه...مقدمه
مـبـاهـلـه...مقدمه یکشنبه 24 دی1385 18:34

بخش با صفاي « نجران » ، با هفتاد دهكده تابع خود ، در نقطه مرزي

حجاز و يمن قرار گرفته است . در آغاز طلوع اسلام ، اين نقطه تنها

منطقه مسيحي نشين حجاز بود كه به دلايلي از بت پرستي دست كشيده

،و به آئين مسيح گرويده بودند.

پيامبر اسلام به موازات مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبي جهان ،

نامه اي به اسقف نجران ، نوشت و طي آن نامه، ساكنان نجران را به

آئين اسلام دعوت نمود. اينك فرازي از نامه آن حضرت: « به نام خداي

ابراهيم ، اسحاق و يعقوب. ( اين نامه اي است) از محمد پيامبر خدا به

اسقف نجران : خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش مي

كنم ، و شما را از پرستش « بندگان» ، به پرستش « خدا» دعوت مي

نمايم . شما را دعوت مي كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در

ولايت خداوند وارد آئيد ، اگر دعوت مرا نپذيرفتيد ( لااقل ) بايد به

حكومت اسلامي ماليات (جزيه) بپردازيد ( كه در برابر اين مبلغ كم ،

از جان و مال شما دفاع مي كند) و در غير اين صورت به شما اعلام

خطر مي شود. »

نمايندگان پيامبر كه حامل نامه بودند ، وارد نجران شده و نامه پيامبر را

به اسقف مسيحيان نجران دادند. وي نامه را با دقت خواند و براي

تصميم ، شورايي مركب از شخصيتهاي بارز مذهبي و غير مذهبي

تشكيل داد. شورا نظر داد كه گروهي به عنوان « هيئت نمايندگي

نجران» به مدينه بروند ، تا از نزديك با پيامبر صلي الله عليه و آله

ديدار كرده ، دلائل نبوت ايشان را مورد بررسي قرار دهند . بدين

ترتيب،شصت تن از ارزنده ترين و داناترين مردم نجران انتخاب

گرديدند ، كه در رأس آنان سه تن از پيشوايان مذهبي قرار داشت:

1- « ابو حارثة بن علقمه» ، اسقف اعظم نجران كه نماينده رسمي

كليساهاي روم در حجاز بود.

2- « عبدالمسيح» ، رئيس هيئت نمايندگي كه به عقل ، تدبير و كارداني

شهرت داشت.

3- « اَيهَم» ، كه فردي كهنسال و يكي از شخصيتهاي محترم ملت

نجران به شمار مي رفت.


مذاكره نمايندگان نجران

بالاخره نمايندگان نجران ، به ديدار پيامبر اكرم (ص) آمده و به مذاكره

پرداختند ، در اين مطلب ، گوشه اي از مذاكرات آنها مي پردازيم :

پيامبر (ص) ، من شما را به آئين توحيد ، پرستش خداي يگانه و تسليم

در برابر اوامر او دعوت مي كنم . سپس آياتي چند از قرآن براي آنان

تلاوت نمود.

نمايندگان نجران: اگر منظور از اسلام ، ايمان به خداي يگانه جهان

است ، ما قبلاً به او ايمان آورده و به احكام وي عمل مي نمائيم.

پيامبر اكرم : اسلام علائمي دارد و برخي از اعمال شما ، حاكي است

كه به اسلام واقعي نگرويده ايد . چگونه مي گوئيد كه خداي يگانه را

پرستش مي كنيد ، حال آنكه شما صليب را مي پرستيد ، از خوردن

گوشت خوك پرهيز نمي كنيد و براي خدا فرزند قائليد؟

نمايندگان نجران : ما او را (مسيح) خدا مي دانيم زيرا او مردگان را

زنده كرد بيماران را شفا بخشيد ، و از گِل پرنده اي ساخت و آن را به

پرواز درآورد ، و تمام اين اعمال حاكي است كه او خدا است.

پيامبر اكرم: نه ! او بنده خدا و مخلوق او است ، كه خدا او را در رحم

مريم قرار داد و اين قدرت و توانايي را خدا به او داده است.

يكي از نمايندگان نجران: آري او فرزند خدا است زيرا مادر او مريم ،

بدون اينكه با كسي ازدواج كند ، او را به دنيا آورده است . پس پدر او

خداي جهان مي باشد.

دراين هنگام ، فرشته وحي نازل گرديد و به پيامبر گفت كه به آنان

بگويد : « وضع حضرت عيسي از اين نظر مانند حضرت آدم است كه

او را با قدرت بي پايان خود ، بدون اينكه داراي پدر و مادري باشد از

خاك آفريد. » ( آل عمران /59)

نمايندگان نجران : گفت و گوهاي شما ما را قانع نمي كند. راه اين است

كه در وقت معيني با يكديگر مباهله نمائيم ، و بر دروغگو نفرين

بفرستيم ، و از خدا بخواهيم دروغگو را هلاك و نابود كند.

در اين هنگام ، حضرت جبرائيل نازل گرديد ، آيه مباهله را  آورد و

پيامبر را مأمور ساخت تا با كساني كه با او مجادله مي كنند و حق را

نمي پذيرند به مباهله برخيزد:

« فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ

ابنائكُم وَ نِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله

علي الكاذبين.» ( آل عمران /61)

طرفين به فيصله دادن مسئله از طريق مباهله آماده شدند و قرار بر اين

شد كه فرداي آن روز براي اثبات حقانيت خود مباهله نمايند.


پيامبر اكرم به مباهله مي رود

وقت مباهله فرا رسيد . قبلاً پيامبر و هيئت نمايندگي « نجران» ، توافق

كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه اي خارج از شهر مدينه، در دامنه

صحرا انجام بگيرد. پيامبر از ميان مسلمانان و بستگان خود ، فقط

چهار نفر را برگزيد كه در اين حادثه تاريخي شركت نمايند. اين چهار

تن ، جز علي بن ابي طالب (ع) ، فاطمه دختر پيامبر (س) و حسن و

حسين عليهما السلام نبودند ، زيرا در ميان تمام مسلمانان نفوسي پاك

تر،و ايماني استوارتر از ايمان اين چهار تن ، وجود نداشت.

پيامبر (ص) ، فاصله منزل و نقطه اي را كه قرار بود در آنجا مراسم

مباهله انجام گيرد ، با وضعي خاص طي نمود. او در حالي رهسپار

محل قرار شد كه حضرت حسين (ع) را در آغوش و دست حضرت

حسن (ع) را در دست داشت ، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علي

بن ابي طالب (ع)  پشت سر وي حركت مي كردند ؛ پيامبر (ص) اين

چنين  گام به ميدان مباهله نهاد ، او پيش از ورود به ميدان « مباهله» ،

به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم ، شما دعاي مرا با

گفتن آمّين بدرقه كنيد.

سران هيئت نمايندگي نجران ، پيش از آنكه با پيامبر (ص) روبرو شوند

به يكديگر مي گفتند: هرگاه ديديد كه « محمد» ، افسران و سربازان

خود را به ميدان مباهله آورد ، و شكوه مادي و قدرت ظاهري خود را

نشان ما داد در اين صورت ، وي فردي غير صادق است و اعتمادي به

نبوت خود ندارد. ولي اگر با فرزندان و جگر گوشه هاي خود به «

مباهله» بيايد و با وضعي وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادي ،

رو به درگاه الهي گذارد ؛ پيداست كه پيامبري راستگو است و به قدري

به خود ايمان و اعتقاد دارد كه نه تنها حاضر است خود را در معرض

نابودي قرار دهد ، بلكه با جرأت هر چه تمامتر ، حاضر است

عزيزترين و گرامي ترين افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودي

قرار دهد.

سران هيئت نمايندگي در اين گفتگو بودند كه ناگهان ، چهره نوراني

پيامبر اكرم (ص) با چهار تن ديگر نمايان گرديد.

همگي با بهت و حيرت به چهره يكديگر نگاه كردند ، و از اينكه او

فرزندان معصوم و بي گناه ، و يگانه دختر و يادگار خود را به صحنه

مباهله آورده ؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دريافتند كه پيامبر ،

به دعوت و دعاي خود اعتقاد راسخ دارد والّا يك فرد مردد ، عزيزان

خود را در معرض بلاي آسماني و عذاب الهي قرار نمي دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره هائي را مي بينم كه هر گاه دست به دعا

بلند كنند و از درگاه الهي بخواهند كه بزرگترين كوهها را از جاي بكند،

فوراً كنده مي شود. بنابراين ، هرگز صحيح نيست ما با اين افراد ِ با

فضيلت ، مباهله نمائيم ؛ زيرا بعيد نيست كه همه ما نابود شويم ، و

ممكن است دامنه عذاب گسترش پيدا كند ، همه مسيحيان جهان را بگيرد

و در روي زمين حتي يك مسيحي باقي نماند.


انصراف هيئت نمايندگي از مباهله

هيئت نمايندگي با ديدن وضع ياد شده ، وارد شور شدند و به اتفاق آراء

تصويب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند ، آنان حاضر شدند كه هر

سال مبلغي به عنوان «جزيه» ( ماليات سالانه ) بپردازند و در برابر

آن،حكومت اسلامي از جان و مال آنان دفاع كند. پيامبر اكرم (ص)

رضايت خود را اعلام كرد و قرار شد آنها هر سال در ازاي پرداخت

مبلغي جزئي ، از مزاياي حكومت اسلامي برخوردار گردند.

سپس پيامبر اكرم (ص) فرمود: عذاب ، سايه شوم خود را بر سر

نمايندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد

مي شدند ، صورت انساني خود را از دست داده ، در آتشي كه در

بيابان برافروخته مي شد ، مي سوختند و دامنه عذاب به سرزمين«

نجران» نيز كشيده مي شد.

منبع:تبیان

نوشته شده توسط حسین  | لینک ثابت |