گوشه ای از حیات پر برکت آیت الله العظمی تبریزی-رض-
![]()
استاد بی بدیل و شیخ بزرگوار ما، فقیه بی نظیر ، اصولی کم
نظیر، صاحب یکی بزرگترین کرسی های تدریس فقه و اصول ،
رکن الحوزه و رکن الشریعه ،الجامع للفضائل و المکارم ، حضرت
آیه الله العظمی حاج شیخ میرزا جواد تبریزی (قدس الله نفسه
الزکیه) سرانجام و پس از ماهها تحمل بیماری ، دعوت پروردگارش را که می
فرمود " یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه المرضیه فادخلی
فی عبادی و ادخلی جنتی " لبیک گفت و به دیدار معبود شتافت و در جوار
رحمت حضرت حق "رحمن و رحیم " آرمید.
خرم آن روز کز این منزل ویران بروم و از پی جانان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
ارتحال این بزرگ مرد ، به راستی "خسارتی جبران ناپذیر" برای "حوزه های
مقدسه علمیه " فقه و اهالی فقه و ضایعه ای بس سنگین برای شاگردان
پر تعداد و فاضل ایشان و هم ثلمه ای بس عمیق برای اسلام عزیز ، شیعه و
فقه شیعه و هم نظام دینی بود.
«اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمتۀ لا یسدها شیء»
این شاگرد و مرید که بیش از 25 سال از محضر پرسود آن استاد کسب فیض
کرده و خوشه چین دروس فقه و اصول ایشان بوده است(ابواب مختلف فقه
و دو دوره اصول)،و از نزدیک با رفت و آمد در بیت شریف ایشان بر سلوک
وگوشه های از مراتب کمال و فضائلشان،آشنا بودم و هر از گاه، توفیق
مصاحبت ایشان ( دور از چشم اغیار) را می یافتم ، کسی با آن مراتب علمی
را تا این اندازه متواضع ، ساده زیست ، و در میان همگنان عظیم القدرشان ،
هماره دره بحث و مطالعه و مراقب بر احوال خود ندیدم.
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
استاد جلیل القدرما، سخت به زخارف دنیا بی اعتنا بودند و هوای نفس و
تمنیات مختلف و به ویژه آنچه هماره آفت این گروه می شود را دراختیارگرفته
،لجام به آن زده بودند.خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی
دوست هستبه صحرا چه حاجت است
1 - به جز بحث های ویژه ای که " معظم له" برای برخی خواص شاگردان
قدیم شان داشتند، در اغازین ماه های دهه شصت ، شروع دو درس "خارج
فقه و اصول" از سوی ایشان، رونق این مباحث را در حوزه چند برابر کرد . از
طرفی با توجه به شروع یکباره چندین و چند درس در همین حوزه ها از
سوی اساتید بزرگوار دیگر و باز شدن دست طلاب برای انتخاب بهترین ها ، و
از طرف دیگر به رغم بیان ثقیل و دیریاب حضرت استاد به ویژه در "درس
اصول" نوع ورود و خروج به بحث و شکل طرح مبسوط نظرات مخالف
وموافق، عمق بحث حاکی از تسلط کم نظیر ایشان بر مباحث پیش گفته و
احاطه عجیب ایشان بر"علم رجال ودرایه و نوآوریآن فقید" بود .
2 - امتیازهای بسیار حوزه درسی ایشان و نیز تواضع و بی پیرایه گی و گریز
ایشان از ادعا و مدعیان ، به سرعت حوزه کوچک و نو شروع درسی ایشان را
به شلوغ ترین حوزه های درسی تبدیل کرد، و چنان شد که در مدت کوتاهی
عمده قریب به اتفاق طلاب مستعد و فاضل و زحمت کش حوزه و نیز خیل
فضلا و علما را می توانستید در شمار اعضای این حلقه درسی و شاگردان
حوزه درسی این بزرگمرد ببینید.
3 - توجه ایشان به نیازهای جامعه و نیز احساس مسئولیت شان در مورد
احتیاجات مشهود در نظام اسلامی ، به ویژه در بحث قضاوت و مسائل
پیرامونی آن، باعث شد تا ایشان " بحث خارج قضا، شهادت ، حدود، دیات وجز
آن" را در اولویت مباحث درسی خود قرار دهند.
4 - برگزاری جلسات هفتگی در بیت شریف و محقر و بسیارساده (وحتی
تهی از امکانات اولیه) که به یاد اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم افضل
صلوات المصلین) برگزار می شد ،( و بنده به عنوان شاگردی کوچک در جمع
چند ده نفری دوستان شرکت می کردم و گاه با ورود به بحث به نقد و
اشکال می پرداختم و باخوشرویی استاد، رفع اشکال می کردم ، هماره
برای من و بسیاری از خواص شاگردان استاد بسی سود مند ، آموزنده،
دانش افزا و بهجت آوربود، همیشه جزء به یاد ماندنی ترین روزها و سالهای
درس آموزی و شاگردی من و بیش ازسه دهه تحصیل و تدریس در قم به
شمار می آید .
5 - یکی ازامتیازات ایشان ، اصرار شان براطلاع به موقع از اخبار ایران و جهان
و دقت در گزارش ها و تحلیل های مربوط به هر روز بود.
شاید به ندرت اتفاق می افتاد که استاد ، صبح و شب ، گوش کردن به
رادیوی ایران ، بی بی سی ، مونت کارلو و غیر آن را از رسانه های معروف
ایران و جهان ، از یاد ببرند، چندان که ان" نفس زکیه" هماره در اطلاع از
مسائل جهان و ایران جلوتر ازدیگران قرار داشتند .
6 - شجاعت و نترسی ایشان : فراموش نمی کنم در ایام بمباران شهرها و
ازجمله شهر مقدس قم ، که بسیاری از اهالی و علما و مراجع در دهات
اطراف قم یا جاهای دیگر سکنی گزیده بودند ، ایشان از قم خارج نشدند ( آن
هم به رغم خطرات جدی و بمباران های مکرر قم و اطراف بیت شریف
ایشان).
به خاطر دارم در یکی از همین روزها ، هواپیماهای عراقی در عملیاتی
جنایت کارانه " چهار راه بازار قم را که فاصله اش با محفل درس ایشان بسیار
ناچیز بود ، هدف حمله ای سنگین و پرتلفات قرار دادند ، به گونه ای که براثر
شعاع انفجار، با صدایی بس مهیب تمام درب ها و پنجره های"حسینیه ارک"
(محل تدریس خارج اصول ایشان)چندین بار با شدت تمام باز و بسته شدند،
چندان که عمده شرکت کنندگان از حسینیه بیرون ریختند، اما ایشان با صلابت
و چاشنی شوخی نه تنها نترسیدند ، که بدون وقفه ای به درس خود ادامه
داند . تا وقتی که خبردادند عمق حادثه بسیار بوده و نیاز به کمک است ،
آنگاه ایشان درس را برای کمک به زخمی ها تعطیل فرمودند .
7 - حضور متواضعانه و بدون سر و صدای ایشان در مراسم تشییع جنازه
شهدا ، و سخنانی که ایشان در جلسات شان می فرمودند ، نشانگر عمق
باور ایشان به این گونه امور و روح بزرگ و خلوص کم نظیر ایشان بود.
8 - به اعتراف دانشی مردان قم ، "درس فقه " ایشان ، به حق منحصر و
واقعاً فقیه پرور بود. گوآنکه استاد از سال های قبل از شصت دارای رساله
عملیه بودند، اما هیچ گاه تلاشی از ایشان برای جذب مقلد، مشاهده نشد.
9 - ساده زیستی : به جرات می توان استاد را درشمار ساده زیست ترین
علما و مراجع قم و دیگر بلاد، جای داد، لوازم بسیار ساده زندگی ، ندیدن
کوچکترین جلوه ای از تجمل و تجمل دوستی در بیت ایشان و سلوک ایشان ،
این فقیه بی بدیل را در جایگاهی ممتاز قرار می داد .
یادم نمی رود در یکی از زمستان های سرد قم ، درحالی که عمده همسایه
گان ایشان از گازشهری برخوردار بودند، ایشان حتی برای لوله کشی گاز و
تهیه بخاری دچار اشکال و احتیاط بودند . تاجایی که این جانب با اصرار فراوان
موفق شدم از ایشان اجازه بگیرم " منزلشان را لوله کشی و چند بخاری
معمولی برای ان تهیه کنم . کوچکترین شاگرد آن بزرگ : محمد مهدی فقیهی
منبع: تیک نیوزwww.tiknews.com
