تبليغاتX
بـقـیـع - تشرف یکی از صالحین به محضر حضرت بقیت الله الاعظم (روحی له الفدا)

بـقـیـع

تشرف یکی از صالحین به محضر حضرت بقیت الله الاعظم (روحی له الفدا)

              یا اباصالح المهدی-عج- ادرکنی

مردی صالح از شیعیان اهل البیت (علیهم السلام) نقل می کند:

سالی به قصد تشرف به حج بیت الله الحرام به راه افتادم٬ در آن

سال گرما بسیار شدید و بادهای گرم در وزیدن٬در اثناء حرکت از

قافله جا ماندم و راه را گم کردم٬از شدت تشنگی و عطش از پای در

آمده و بر زمین افتادم و مشرف به مرگ.

ناگهان شیهه اسبی به گوشم رسید٬ چشم باز کردم دیدم جوانی

خوشرو و معطر سوار بر اسب زیبایی به من نزدیک شد. آبی به من

داد که از برف خنک تر و از عسل شیرین تر...آن آب من را از مرگ

نجات داد. عرض کردم:مولای من شما کیستید که این لطف را

نسبت به من نمودی؟

فرمود: منم حجت خدا بر بندگانش و بقیة الله در زمین.منم آن کسی

که زمین را از عدل و داد پر می کند٬همان طوری که از ظلم و ستم

پر شده است.منم فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن

موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی ابن ابیطالب

(علیهم السلام).

بعد فرمود: چشمهایت را ببند. چشمهایم را بستم.

فرمود: بگشا٬ گشودم.

ناگاه٬ خود را در پیش قافله دیدم و آن حضرت از نظرم غایب شدند.


العبقری الحسان.صفحه۷۸
+ نوشته شده در  2006/11/10ساعت 3:2  توسط حسین  |