تبليغاتX
بـقـیـع - 15شوال سالروز شهادت حضرت حمزه عموی پیامبر(ص)

بـقـیـع

15شوال سالروز شهادت حضرت حمزه عموی پیامبر(ص)

سالروز جنگ احدمنطقه احد--قبر حضرت حمزه سیدالشهداء--مدینه

در سال سوم هجرت کفار مکه در انتقام جویی از جنگ بدر به مصاف مسلمین در منطقه احد آمدند٬ جنگی نا برابر٬ مورخین تعداد کفار مکه را از ۲۰۰۰ تن تا ۵۰۰۰ نفر نقل کرده اند که تعداد ۳۰۰۰ نفر تعداد بیشتری از مورخین نقل کرده اند٬ اما در آن سوی میدان در اردوگاه اسلام ۱۰۰۰ نفر از مدینه به حرکت در آمدند که در بین راه ۳۰۰ نفر از جنگ منصرف شدند و مسلمانان با ۷۰۰ نفر به جنگ ۳۰۰۰ نفر!

شاید تنها جنگی بود که وجود مبارک رسول الله (ص) مورد تهدید جدی قرار گرفت٬ که اهل تاریخ نقل می کنند که دندان مبارک حضرت شکست و بر بدن شریفشان جراحت هایی وارد شد.البته در این جنگ یکی از حامیان رسول الله (ص) به شهادت رسید٬عموی ایشان حضرت حمزه (ع) که هند همسر ابوسفیان و مادر معاویه زمانی که بر بدن بی جان حمزه رسید جنایتی انجام داد- که حضرت رسول (ص) لقب سید الشهداء را بر حمزه گذاشتند- هند سینه حضرت حمزه را شکافت جگر او را بیرون آورد و به دندان کشید٬ بینی و گوشهای عموی پیامبر را برید و ......

احد در بیرون از مدینه منطقه ای بود که سپاه اسلام در آنجا اطراق کرده بودند٬ و دارای تنگه ای بود که از نظر نظامی بسیار حساس٬ چرا که امکان دور زدن و غافلگیر کردن مسلمانان وجود داشت به همین دلیل حضرت رسول (ص) عده ای را مأمور فرمودند که از این تنگه محافظت کنند تا دشمنان از پشت سر بر مسلمین یورش نبرند

اما در اثناء جنگ زمانی که مأمورین تنگه متوجه پیروزی مسلمانان شدند با تمام سفارش هایی که رسول الله داشتند٬ به طمع جمع آوری غنائم محل مأموریت خود را ترک کردند و همین امر باعث شد که خالد ابن ولید از سرداران مشرکین از فرصت استفاده نمود و به مسلمین حمله کرد٬آن چند نفر معدود که هنوز در تنگه بودند را به شهادت رساندند...

به قدری کار زار بر مسلمین تنگ شد که عده ای به سبب وارد شدن جراهت به بدن مبارک رسول الله (ص) ندا دادند که رسول الله (ص) به شهادت رسید... که این شایعه باعث تفرق بیشتر مسلمین شد.

 

فداکاری امیرالمؤمنین(علیه السلام) در احدلاسیف الا ذوالفقار و لا سیف الا علی

در این روز بر اثر فداکاریهایی که امیر المؤمنین در حفاظت از رسول الله (ص) نشان دادند جراهت هایی متعدد بر بدن مبارک ایشان وارد شد که تعداد آن را ۹۰ زخم نقل کرده اند... اما نکته ای که باعث شد حضرت علی (ع) متوجه این همه جراحت نشود ارادت خالصانه ای که نسبت به حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم) داشت....که خداوند متعال توسط جبرئیل امین این کلام دل نشین را به رسول الله (ص) رساند:

         «لا سیف الا ذوالفقار لا فتی الا علی»

 

ابوبکر و عمر در جنگ احد

عمر بن خطاب می گوید:

در احد با پیامبر (ص) بیعت کرده بودیم بر اینکه کسی فرار نکند٬ و هر کس از ما فرار کند ضال و گمراه است٬ و هر کس از ما کشته شود شهید است.

احمد ابن حنبل می گوید:

ابوبکر و عمر(خلفای اول و دوم اهل تسنن) در این جنگ فرار کردند. هنگامی که امیرالمؤومنین (ع) در تعقیب فراری ها بودند٬ عمر در حالی که اشک چشمانش را پاک می کرد بر گشت و به امیرالمؤمنین (ع) عرض کرد:مرا ببخشید!!امیرالمؤمنین (ع) فرمود: آیا تو نبودی که صدا زدی محمد کشته شده است٬ به دین قبلی خود برگردید!!؟

عمر در جواب حضرت عرض کرد: این کلام را ابوبکر گفته است!

                           در اینجا این آیه شزیفه نازل شد:

«ان الذین تولوا منکم یوم التقی الجمعان انما استزلهم الشیطان»--آل عمران.آیه ۱۵۵

کسانی که در روز رو برو شدن دو جمعبت با یکدیگر (جنگ احد) فرار کردند٬ شیطان آنها را بر اثر بعضی گناهانی که مرتکب شده بودند٬ به لغزش انداخت....

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

در جنگ احد امیر المؤمنین (ع) در حال دفاع از پیامبر(ص) بودند٬و دیگر اصحاب فرار می کردند.آن حضرت همچون شیر غضبناک از پشت گریختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسید که به اتفاق عثمان بن عفان(خلیفه سوم اهل تسنن) و حارث بن حاطب و عده ای دیگر به سرعت فرار می کردند. حضرت فریاد برآورد:

ای جماعت٬ بیعت شکستید و پیامبر (ص) را تنها گذاشتید و به سوی جهنم می گریزید؟

عمربن خطاب می گوید:

علی را دیدم با شمشیر بزرگی که مرگ از آن می چکید و چشمهایش از خشم مانند دو قدح خون بود٬ و من فهمیدم که اگر به ما برسد به یک حمله ما را خواهد کشت.این بود که جلو رفتم و عرض کردم:

یا اباالحسن٬تو را به خدا سوگند می دهم که دست از ما برداری٬ که عرب را عادت است که گاهی می گریزد و گاهی حمله می کند.

 پس آن حضرت ما را رها کرد٬ و به خدا قسم چنان ترسی از آن حضرت در دل من افتاد که تا کنون از دلم خارج نشده است.

همانطور که ذکر شد در این جنگ بر بدن مبارک امیر المؤمنین هنگام از حمایت پیامبر(ص) ۹۰ جراحت بر صورت٬سر ٬سینه٬دست و پای مبارک رسید. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «یا محمد به خدا قسم این عمل علی بن ابیطالب مواسات است». پیامبر فرمود: « این بدان جهت است که من از اویم و او از من است.» و جبرئیل عرض کرد: و من از شما دو بزرگوارم (بحار الانوار ج۲۰.ص۵۴)

 

بانویی به نام نسیبه در جنگ احد

در این روز یکی از کسانی که جانفشانی کرد و فرار نکرد٬ بلکه مانع از فرار دیگران نیز شد٬ بانویی به نام نسیبه دختر کعب بن مازنیه بود و به او ام عماره می گفتند.

نسیبه به همراه شوهر و دو پسرش در جنگ احد شرکت داشت٬ و وظیفه این بانوی بزرگوار در معرکه جنگ٬ سقایی مسلمانان و گاهی هم زخم آنها را می بست

هنگامی که دید صفحه جنگ بر خلاف مسلمین ورق خورده است و بسیاری در حال فرار خصوصا بزرگان صحابه که برخی را ذکر کردم٬ این شیر زن احد مشک را بر زمین انداخت و شمشیر به دست گرفت و آنچنان در حمایت از رسول الله(ص) رشادت هایی از خود نشان داد که بدنش پر از زخم های کینه و عداوت مشرکین مکه شد.

اهل تاریخ می نویسند که یکی از این جراحتها تا سال بعد ادامه داشت....

و جمله ای تاریخی از رسول الله (ص) نقل شده که فرمودند:

مقام نسیبه از مقام فلان و فلان و فلان افضل است٬چه اینکه آنان فرار کردند.

+ نوشته شده در  2006/11/7ساعت 3:37  توسط حسین  |