تبليغاتX
بـقـیـع - فضائل ساختگی خلفاء اهل سنت - حدیث اقتدا به شیخین

بـقـیـع

فضائل ساختگی خلفاء اهل سنت - حدیث اقتدا به شیخین

حديث «اقتداى به شيخين» گرچه در ابواب مختلف مورد استدلال علماى اهل سنت قرار گرفته است ولى غير از مشكل سندى كه دارد از حيث دلالت نيز خالى از اشكال نيست; زيرا:
۱ ـ اكثراهل سنت معتقدند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) تصريح بر خلافت كسى براى بعد از خودش نكرده است.
۲ ـ معروف از ابوبكر و عمر آن است كه نسبت به بسيارى از مسائل و احكام اسلامى جاهل بوده اند آيا ممكن است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) با اين حال امر به اقتداى به آن دو نمايد.
۳ ـ اين حديث با اين تعبير كه امر به اقتداى مطلق به شيخين است دلالت بر عصمت آن دو و عدم جواز خطا دارد در حالى كه كسى هرگز چنين ادعايى درباره آن دو ندارد.
۴ـ اگر چنين حديثى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) صادر شده بود بايد خود ابوبكر در روز سقيفه براى حقانيت خود در مقابل انصار به آن استدلال مى كرد، در حالى كه هيچ شاهد حديثى و تاريخى بر آن وجود ندارد، بلكه آنچه كه در تاريخ ذكر شده اين كه ابوبكر خطاب به حاضرين گفت: «با هر يك از اين دو نفر يعنى ابوعبيده و عمر بن خطاب كه خواستيد بيعت كنيد».(۱) و حتى به ابوعبيده جرّاح خطاب كرد و گفت: دستت را بده تا با تو بيعت كنم.(۲)
۵ـ چون ابوبكر به خلافت رسيد گفت: «اقيلونى، اقيلونى، فلست بخيركم »; مرا از خلافت عزل كنيد، مرا از خلافت عزل كنيد; زيرا من بهترين شما نيستم در حالى كه على در بين شماست.
۶ـ و چون هنگام مرگ او شد گفت: «وددت انّى سألت رسول الله لمن هذا الامر، فلاينازعه احد، وددت انّى كنت سألت: هل للأنصار فى هذا الامر نصيب»;(۳) دوست داشتم كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)سؤال مى كردم كه اين امر (خلافت) براى كيست تا كسى در آن نزاع نكند. دوست داشتم كه سؤال مى كردم: آيا براى انصار نيز در اين امر نصيبى است؟
۷ـ عمر درباره خلافت ابوبكر مى گفت: «كانت بيعة ابى بكر فلتة وقى المسلمين شرّها...»;(۴) بيعت با ابوبكر امرى بدون رويّه و تأمّل بود، خداوند مسلمانان را از شرّ آن نگه داشت... .
با اين وجود اگر حديث «اقتداى به شيخين» از پيامبر(صلى الله عليه وآله) رسيده بود چه جاى اين گونه مطالب از زبان آن دو بود!

----
۱ـ صحيح بخارى، باب فضائل ابوبكر; مسند احمد، ج ۱، ص ۵۶.
۲ـ مسند احمد، ج ۱، ص ۳۵; الطبقات الكبرى، ج ۳، ص ۱۲۸.
۳ـ الصواعق المحرقة، ص ۳۰; كنز العمال، ج ۳، ص ۱۳۲.
۴ـ صحيح بخارى، ج ۵ - ص ۲۰۸.

+ نوشته شده در  2009/5/3ساعت 16:14  توسط حسین  |