دل ها و ظرفها...
و مرا گفت : یا کمیل ابن زیاد « ان القلوب اوعیه فخیرها اوعاها »
کمیل ! « د ل» ها به « ظرف» ها می مانند ،
و آن دل که «ظرفیتی » بیش دارد ، بهترین است .
و ظرفیت دل آن است که « ثروت » ها دستمایه غرور وی نباشد ،
و « رنج» ها ، و « رنجوری» ها ، و « مصیبت ها » ، شکیبایی وی را از وی نستاند ،
ظرفیت دل ، هر چه بیش باشد ، بهتر است .
ظرفیت آدمی ، میان « خوف» است و « رجاء » .
فاصله ی این دو هر چه کم باشد ، لغزش و اضطراب بیش خواهد بود .
این دو باید به تساوی و تعادل باشند .
زیادت هر کدام زیانبار است .
« خوف» اگر بیش باشد ، حاصلش جز یأس نیست .
و « رجا » اگر افزون باشد ، مفسدت غرور در پی دارد .
آنکه « مأیوس » است از جا نمی جنبد ، و می ماند ، بی هیچ « حرکت » .
باید میان « یأس » باشد و « غرور»
وگرنه با اندک « بد» ی مأیوس ، و با اندک « خوبی » غرور می یابد.
یک نماز با حال ، برای « غرور » وی کافی است ،
و یک غیبت ، برای « یأس» ایشان کفایت می کند .
گاه ، دل آدمی آن می خواهد که شبی برخیزد ، و به نماز اما توفیق را رفیق نمی یابد و اینجاست که خود را سرزنش می دارد و این باعث پیشرفت وی می باشد .
حال آنکه اگر بیدار می شد ، به غرور می رسید و سقوط می کرد .
« فأحفظ عنی ما اقول لک »
کمیل ! آنچه می گویم نگهدارش باش ،
وجز در وقت ضرور آن را باز مگوی ،
واگر کسی را نیابی که با وی ظرفیتی لازم همراه باشد ، باید به « دیوار » گفت ، یا به « چاه » .
که گوینده برای دو منظور سخن می گوید : سبک کردن دل و اداء کردن امانت .
و امانت را به اهل آن باید داد .
و آنکه اهلّیت ندارد با وی نمی توان گفت ،
هر چند که گوینده با گفتن خویش ، سبک خواهد شد ، اما باید پذیرفت که مخاطب کم طاقت ، باری سنگین بر دوش خواهد گرفت .
و در این جاست که امام می فرماید : آنجا که قصد از سخن ، سبکبار شدن دل باشد ، بهتر آن است که چاه و دیوار را مخاطب خویش قرار داد ، نه انسان نامناسب را .
برگرفته از کتاب با علی(ع) در صحرا
