2ـ على (عليه السلام) و سفارش براى قاتلش!
نمونه ديگر، برخورد حضرت على(عليه السلام) با قاتل خويش، عبدالرّحمن بن ملجم مرادى، است.
آن حضرت به تبع دستورات دينى آنقدر رحيم و مهربان بود كه حتّى دشمنش و كسى كه به قصد كشتن بر او شمشير زده بود، نيز از رحمتش بى نصيب نگرديد. بدين جهت سفارش هاى آن امام رؤوف از لحظه دستگيرى آن موجود پست آغاز مى گردد و تا دم مرگ ادامه مى يابد:
فرزندانم! قاتل من فقط ابن ملجم است، مبادا پس از من عدّه اى سودجو و فرصت طلب، شمشيرهايشان را از نيام بركشند، و به جان مردم بى گناه بيفتند، و خون آن ها را به بهانه اين كه اينها با قاتل على همدست بوده اند، بريزند و در لباس اين شعار مقدّس به تصفيه حسابهاى شخصى خود بپردازند! و سفارش براى قاتلش!
نمونه ديگر، برخورد حضرت على(عليه السلام) با قاتل خويش، عبدالرّحمن بن ملجم مرادى، است.
آن حضرت به تبع دستورات دينى آنقدر رحيم و مهربان بود كه حتّى دشمنش و كسى كه به قصد كشتن بر او شمشير زده بود، نيز از رحمتش بى نصيب نگرديد. بدين جهت سفارش هاى آن امام رؤوف از لحظه دستگيرى آن موجود پست آغاز مى گردد و تا دم مرگ ادامه مى يابد:
فرزندانم! قاتل من فقط ابن ملجم است، مبادا پس از من عدّه اى سودجو و فرصت طلب، شمشيرهايشان را از نيام بركشند، و به جان مردم بى گناه بيفتند، و خون آن ها را به بهانه اين كه اينها با قاتل على همدست بوده اند، بريزند و در لباس اين شعار مقدّس به تصفيه حسابهاى شخصى خود بپردازند!
عزيزانم! از همين غذايى كه براى من تهيّه مى كنيد، به قاتلم نيز بدهيد!
نور چشمانم! اگر من زنده ماندم خود مى دانم با قاتلم چه كنم، و اگر به ملاقات خدا نائل شدم شما حق داريد قصاص كنيد، ولى همانگونه كه او يك ضربت شمشير بر من وارد كرد، شما هم بيش از يك ضربت بر او نزنيد!
فرزندان رسول خدا! پس از مرگ، بدنش را قطعه قطعه نكنيد!
اينها سفارشاتى است كه على(عليه السلام) در بستر مرگ نسبت به قاتل خويش بيان مى كند. آيا در سراسر جهان و در طول تاريخ، هيچ يك از رؤساى كشورها را سراغ داريد كه به نفع قاتل خويش اين گونه سفارش كند!
آيا اسلامى كه جانشنين پيامبرش اينقدر رؤوف و مهربان است، آيين خشونت است!
محبّت و رحمت اسلامى در سيره پيشوايان دين
سيره عملى، و رفتار و معاشرتهاى اجتماعى بزرگان دينى و رهبران و پيشوايان اسلامى، مملوّ از رحمت و عطوفت و محبّت با پيروان خويش، بلكه با دشمنان اسلام است! به ذكر دو نمونه بسنده مى شود:
1ـ ريزش رحمت پيامبر (صلى الله عليه وآله) پس از فتح مكّه
برخورد پيامبر(صلى الله عليه وآله) با دشمنانش پس از فتح مكّه يك نمونه از اين سيره عملى است; برخورد آن حضرت را بصورت فشرده نقل نموده، سپس آن را با برخورد غربيهاى مدّعى تمدّن با دشمنانشان، پس از جنگ جهانى دوم مقايسه مى نماييم:
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)سيزده سال قبل از هجرت به مدينه، در مكّه مكّرمه بسيار آزار ديد، به گونه اى كه مكّه يادآور آلام و مصيبتها و نامردميها و مشكلات و گرفتاريهاى فراوانى براى آن حضرت بود; چرا كه سرسخت ترين دشمنان آن حضرت در مكّه بودند; ولى هنگامى كه سپاه اسلام مكّه را فتح كرد و پيامبر(صلى الله عليه وآله)بر آن دشمنان لجوج و عنود، كه منشأ تمام مصيبتها و مشكلات بودند پيروز شد، با يك جمله زيبا همه آنها را مشمول عفو و رحمت اسلامى قرار داد و خطاب به آنها فرمود:
اِذْهَبُوا اَنْتُمُ الطُّلَقاء
پس از فتح مكّه برخورد پيامبر(صلى الله عليه وآله) با دشمنانش پس از فتح مكّه يك نمونه از اين سيره عملى است; برخورد آن حضرت را بصورت فشرده نقل نموده، سپس آن را با برخورد غربيهاى مدّعى تمدّن با دشمنانشان، پس از جنگ جهانى دوم مقايسه مى نماييم:
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)سيزده سال قبل از هجرت به مدينه، در مكّه مكّرمه بسيار آزار ديد، به گونه اى كه مكّه يادآور آلام و مصيبتها و نامردميها و مشكلات و گرفتاريهاى فراوانى براى آن حضرت بود; چرا كه سرسخت ترين دشمنان آن حضرت در مكّه بودند; ولى هنگامى كه سپاه اسلام مكّه را فتح كرد و پيامبر(صلى الله عليه وآله)بر آن دشمنان لجوج و عنود، كه منشأ تمام مصيبتها و مشكلات بودند پيروز شد، با يك جمله زيبا همه آنها را مشمول عفو و رحمت اسلامى قرار داد و خطاب به آنها فرمود:
اِذْهَبُوا اَنْتُمُ الطُّلَقاء
تمام شما آزاديد، به هر كجا مايليد برويد!
حتّى وقتى خبر دادند كه يكى از سربازان اسلام پرچمى به دست گرفته، و شعار انتقام جويى سر مى دهد، حضرت ناراحت شد، و پرچم را از دست آن سرباز گرفت و به جاى شعار انتقام، شعار صلح و دوستى سرداد:
«اَلْيَوْمَ يَوْمُ الْمَرْحَمَةِ»
امروز روز رحمت و محبّت است!
امّا هنگامى كه سربازان متّفقين وارد پايتخت آلمان (برلين) شدند، قتل و عام عجيبى به راه انداخته، و مرتكب جنايات فراوان و بى شمارى شدند، به عنوان نمونه، بچّه هاى شيرخوار قنداقه اى را به آسمان پرتاب كرده، و در وسط زمين و آسمان با شليك گلوله آنها را كشتند!
و اكنون نسل همان جانيان به دور از عاطفه، در فلسطين اشغالى هر روز جنايت تازه اى مى آفرينند، جناياتى كه قلم از بيان آن شرم مى كند، و گاه انسان طاقت ديدن و شنيدن آن را ندارد!
آيا ما اهل خشونتيم، يا اين متمدّن نماهاى بى تمدّن!
3ـ رحمت اسلامى و ساير جانداران!
رأفت و رحمت اسلامى نه تنها تمام انسانها را ـ باقطع نظراز كيش وآيين آنها ـ شامل مى شود،بلكه ساير موجودات وجانداران را نيز در بر مى گيرد!
بر همين اساس در تعاليم اسلامى، رواياتى(1) وجود دارد كه پيرامون حقوق حيوانات سخن مى گويد، به يك نمونه آن اشاره مى كنيم، تا هر چه بيشتر با گستره رحمت و محبّت اسلامى آشنا شويم:
پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) براى چهارپايان شش حق بيان فرموده،(2) كه صاحبان اين حيوانات بايد اين حقوق را محترم بشمارند، و آن را رعايت كنند:
«يَبْدَءُ بِعَلَفِها اِذا نَزَلَ»
هنگامى كه به منزل مى رسد، اوّل به سراغ آب و غذاى حيوان برود; آن را سيراب كند و غذايش دهد; سپس به فكر غذاى خويش باشد.
«وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا الْماءَ اِذا مَرَّ بِه»
به هنگام سفر و در بين راه، هر جا به نهر آبى رسيد، حيوان را به كنار آب ببرد (تا اگر تشنه بود آب بخورد).
«وَ لا يَضْرِبُ وَجْهَها فَاِنَّها تُسَبِّحُ بِحَمْدِ رَبِّها»
(اگر مى خواهد حيوان با سرعت بيشتر حركت كند) با تازيانه بر سر و صورتش نزند; زيرا حيوانات نيز به ذكر و تسبيح خداوند مشغول هستند، و سزاوار نيست بر سر و روى حيوانى كه تسبيح خدا مى گويد تازيانه زده شود.(3)
«وَ لايَقِفُ عَلى ظَهْرِها اِلاّ فى سَبيِلِ اللّهِ»
بر پشت حيوانِ متوقّف، سوار نگردد، مگر در راه خدا (مثلا در ميدان جنگ، كه در آنجا سوار بودن بر حيوان در حال توقّف هم اشكالى ندارد، چون اگر به خاطر رعايت حال حيوان پياده شود، احتمال غافلگيرى توسّط دشمن مى رود).
«وَلا يَحْمِلُها فَوْقَ طاقَتِها»
حيوانات هم قدرت و تحمّل محدودى دارند، بايد توانايى حيوان را در نظر بگيرد، و بيش از توانش بر او حمل نكند.
«وَ لا يُكَلِّفُها مِنَ الْمَشْىِ اِلاّ ما تُطيقُ»
نه تنها در مورد باركشى، بلكه در طىّ مسافتها و سفرها نيز بايد مراعات حيوانات را نمود، و به اندازه طاقت و تحمّلشان از آنها سوارى گرفت.
اين امور، دستورات ظريفى است كه در دنياى امروز به آن عمل نمى شود و كسى به آن توجّهى نمى كند، بلكه بسيارى قدرت درك و تحليل آن را ندارند; امّا آيين رحمت گستر اسلام به تمام اين ريزه كاريها توجّه دارد و پيراوانش را به آن دعوت مى كند. آيا چنين آيين مقدّسى، آيين خشونت است؟
1 . رواياتى كه در اين زمينه وارد شده بسيار زياد است، به گونه اى كه فقط در كتاب وسائل الشّيعه، جلد هشتم، بيش از پنجاه باب در فصل «احكام الدّواب» گردآورى شده است!
2 . وسائل الشّيعه، جلد 8 ، صفحه 35 .
3 . با استفاده از قرآن مجيد، معتقديم كه تمام جهان هستى مشغول تسبيح و تقديس پروردگار عالم است.
4ـ دعاهاى مسلمانان براى همه انسانها!
دعاهايى كه در ماه مبارك رمضان بعد از نمازهاى واجب زمزمه مى شود، و عطر آن تمام مساجد و مراكز عبادى مؤمنان را در سراسر جهان فراگرفته، نشانه اى ديگر از رحمت و عطوفت اسلامى است. بدين شكل كه مسلمانان براى رفع مشكلات همه انسانها (نه فقط مسلمانها) دست نياز به سوى آن احد بى نياز دراز مى كنند. يك بار ديگر بخشى از اين دعاها را مطالعه و بررسى كنيم:
«اللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورِ»
خداوندا ! بر تمام مردگان شادى و سرور نازل كن!
«اللّهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقير»
خداوندا ! تمام نيازمندان و محتاجان جامعه انسانى را بى نياز كن!
«اللّهُمَّ اشْبِعْ كُلَّ جائِع»
خداوندا ! تمام گرسنگان جهان را سير بگردان!
«اللّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيان»
خداوندا ! همه برهنگان عالم را بپوشان!
«اللّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدين»
خداوندا ! وام همه وامداران جهان هستى را ادا كن!
«اللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْروب»
خداوندا ! گره از كار همه اندوهناكان باز فرما!
«اللّهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَريب»
خداوندا ! تمام دور از وطنان را (سالم) به اوطانشان باز گردان!
«اللّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اسير»
خداوندا ! تمام اسيران را (در هر كجاى دنيا هستند) آزاد فرما!
«اللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريض»
خداوندا ! همه بيماران را شفا ده!
حقيقتاً انسان از اين رحمت گسترده اسلامى لذّت مى برد، و بر اين سعه صدر مسلمين، آفرين مى گويد، و از اين كه بيشترين دعاهاى مسلمين جهانگير و عام است و شامل تمام انسانهاى نيازمندِ دعا، با هر نوع گرايش فكرى مى گردد، خوشوقت مى شود.
آيا اين دعاهاى جالب و عام و فراگير، نشانه رحمت و عطوفت اسلامى نيست؟!
آيا هيچ انسان بى غرض و با انصافى به خود اجازه مى دهد كه چنين آيينى را آئين خشونت معرّفى كند!
رحمت و رأفت اسلامى بقدرى وسيع و فراگير است كه در ميدان جنگ نيز بروز و ظهور دارد; به تعبير ديگر، اسلام آن قدر به محبّت و عطوفت و رحمت اهمّيّت مى دهد كه حتّى در كانون خشونت و تندى، پيروانش را نسبت به آن سفارش مى كند! بدين جهت در روايات مربوط به آداب جنگ، نكات جالبى در اين زمينه به چشم مى خورد، كه به يك نمونه آن اشاره مى كنيم:
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «هنگامى كه رسول مكرّم اسلام(صلى الله عليه وآله)تصميم مى گرفت سربازان اسلام را به سوى ميدان جنگ روانه كند، آنها را فرا مى خواند و اين نكات(1) را به آنها گوشزد مى كرد (به گونه اى كه اگر سربازى از اين آداب تخلّف مى كرد مورد مؤاخذه قرار مى گرفت):
«سيرُوا بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ فى سَبيل اللّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ»
به سوى ميدان جنگ حركت كنيد، امّا نه از سر هوى و هوس، بلكه با نام و ياد خدا و براى رضاى او، و با نيّتى پاك و خالى از هر گونه انگيزه غير خدائى، و بر طبق برنامه هاى اسلامى (كه شرح آن مى آيد) عمل كنيد.
«لا تَغُلُّوا» : در جنگ هرگز خيانت نكنيد. اين كه: منظور از اين جمله چيست؟ سه احتمال وجود دارد:
نخست اين كه، در تقسيم غنيمتهاى جنگى خيانت ننماييد. همانگونه كه در برخى از آيات قرآن به اين مطلب اشاره شده كه: آنچه مربوطه به حكومت و رهبرى است جدا شود. و آنچه مربوط به رزمندگان است در ميان آنها تقسيم شود، و هر كس به آنچه حقّ اوست برسد و در غنيمت خيانت نشود.
احتمال ديگر اين كه، رزمندگان گذشته از غنائم جنگى، در ساير امور هم به همديگر خيانت نكنند.
احتمال سوم اين كه، نه تنها به همرزمانتان، بلكه به دشمنان هم خيانت نكنيد و با آنها جوانمردانه بجنگيد.
«وَ لا تُمَثِّلُوا» : پس از اين كه دشمن را از پاى درآورديد، بر پيكر بى جان او هجوم نياوريد، و آن را مُثله (قطعه قطعه) نكنيد.
در برخى روايات به نقل از پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)آمده است كه حتّى اگر سگ درنده اى به شما حمله كرد و آن را از پاى در آورديد، پس از كشتنش حقّ قطعه قطعه نمودن پيكرش را نداريد!(2)
«وَ لا تَغْدِروا» : اهل مكر و فريب و غدر و پيمان شكنى نباشيد. اگر با دشمن از درِ صلح وارد شديد، و با او پيمان آتش بس امضا كرديد، عهد و پيمانتان را محترم بشمريد، و آن را زير پا ننهيد. مسلمان كسى است كه حتّى نسبت به عهد و پيمانى كه با دشمنانش مى بندد وفادار باشد; بدين جهت حضرت على(عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر خطاب به آن فرمانده شجاع خويش مى فرمايد:
«اگر پيمانى بين تو و دشمن منعقد گرديد، يا او را در پناه خود امان دادى، به عهد خود وفادار باش، و آنچه بر عهده گرفتى امانت دار باش، و جان خود را بر سر پيمانت بنه، زيرا هيچ يك از واجبات الهى همانند وفاى به عهد نيست، كه همه مردم جهان با تمام اختلافاتى كه در افكار و تمايلات دارند، در آن اتّفاق نظر دارند.(3)»
«وَ لا تَقْتُلُوا شَيْخاً فانِياً وَ لا صَبيّاً وَ لا امْرَأَةً»
به افراد ضعيف و ناتوان، كه دخالتى در جنگ ندارند، حمله نكنيد، و پيرمردهاى ناتوان و بچّه ها و زنها را به قتل نرسانيد.
«وَ لا تَقْطَعُوا شَجَراً اِلاّ اَنْ تَضْطَرُّوا اِلَيْها»
و درختان را قطع نكنيد، مگر كه ناچار شويد!
انسان با مطالعه اين قوانين متعالى و دستورات حساب شده و مترقّى، به عظمت اسلام و گستره رحمت اسلامى پى مى برد و انگشت حيرت به دهان مى گيرد; چرا كه رحمت اسلامى در كانون خشونت، حتّى شامل درختان نيز مى گردد; و لهذا پيامبرِ رحمةٌ للعالمين به سربازان خويش دستور مى دهد كه هيچ درختى را در هنگام جنگ و نبرد قطع نكنند و به محيط زيست احترام بگذارند; مگر اين كه درخت يا درختانى مانع پيشروى سربازان اسلام و لشكريان قرآن باشد، كه در اين صورت قطع آن از باب ضرورت ـ و البتّه به مقدارى كه ضرورت اقتضا مى كند ـ مانعى ندارد.
دستورات بعدى حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) نشانگر اوج رأفت و رحمت اسلامى در ميدان جنگ و نبرد است، توجّه بفرماييد:
«وَ اَيُّما رَجُل مِنْ اَدْنَى الْمُسْلِمينَ اَوْ اَفْضَلِهُمْ نَظَرَ اِلى اَحَد مِنَ الْمُشْرِكينَ فَهُوَ جار حَتّى يَسْمَعَ كَلامَ اللّهِ، فَاِنْ تَبِعَكُمْ فَاَخُوكُمْ فِى الدّين وَ اِنْ اَبى فَاَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ»
هر گاه يكى از لشكريان اسلام، چه برترين مقام باشد و چه پايين ترين سرباز، به يكى از دشمنان اسلام پناه داد، آن
شخص در أمان است; بايد او را به پشت جبهه منتقل كنند، و با صبر و حوصله و زبان خوش و سعه صدر، معارف اسلام و دستورات و احكام اسلامى را برايش بيان كنند، اگر اسلام را پذيرفت و به سلك مسلمانان وارد شد، او هم مسلمانى است همانند شما، و از تمام حقوق مسلمانان برخوردار خواهد شد; و اگر اسلام را نپذيرفت، يا مهلتى براى تفكّر پيرامون دستورات اسلامى درخواست كرد، بايد او را صحيح و سالم به كشورش بازگردانيد، و به هيچ عنوان حق نداريد او را اذيّت و آزار كنيد.
البتّه انجام اين دستورات كار سهل و آسانى نيست، و سينه اى گشاده و ايمانى قوى مى طلبد. بدين جهت پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) در پايان سخنرانى به سربازانش دستور مى دهد كه براى انجام اين دستورات ـ كه بيانگر اوج رأفت و رحمت اسلامى است ـ از خداوند بزرگ و قادر كمك بطلبند.
آيا دنيايى كه دم از رعايت حقوق بشر مى زند، و شعارهاى بشر دوستانه اش گوش جهانيان را كر كرده، هيچ يك از اين امور را در ميدان جنگ رعايت مى كند! در جنگ اسرائيل و فلسطين، نه تنها اين امور رعايت نمى شود، بلكه اين جنايتكاران بى رحم و سنگدل، خانه هاى مردم فلسطين را ويران، بيمارستانهاى آنها را بر سر بيمارانش خراب، و مزارع را به آتش كشيده، و درختان را نابود مى نمايند، و به كوچك و بزرگ، پير زن و پير مرد ترحّم نمى كنند; و با اين حال، مدّعيان حقوق بشر از آنها دفاع، و ما را متّهم به خشونت مى نمايند!
1 . وسائل الشّيعه، جلد 11، صفحه 43 .
2 . بحارالانوار، جلد 42، صفحه 246 و 257.
3 . نهج البلاغه، نامه 53.
رأفت و رحمت اسلامى در روايات
امام صادق(عليه السلام) در روايت زيبايى چنين مى فرمايد:
«هَلِ الدّينُ اِلاَّ الْحُبُّّ! اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: قُلْ اِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونى يَحْبِبْكُمُ اللّه»
آيا دين جز محبّت و رحمت چيز ديگرى است؟! (سپس دليل كلامش را اين گونه بيان مى كند: زيرا) خداوند متعال مى فرمايد: اگر خدا را دوست داريد از دستورات من (پيامبر-صلى الله عليه وآله-) اطاعت كنيد تا محبوب خداوند شويد. (1)
يعنى انگيزه عمل به دستورات الهى، عشق و محبّت به خداوند است.
در روايت ديگرى از امام باقر(عليه السلام) چنين مى خوانيم:
«الدّين هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدّينُ»
دين محبّت است و محبّت دين است. (2)
گاه استدلال عقلى انگيزه انسان براى انجام كارى مى شود; و گاه عشق و محبّت، او را وادار به كارى مى كند. آيا اين دو انگيزه يكسان هستند؟
خداوند براى بقاء نسل بشر علاقه اى بين زن و مرد ايجاد كرد تا نسل بشر ادامه يابد; حال اگر قرار بود منطق و استدلال عقلى انگيزه انسان براى بقاء نسل باشد، مثل اين كه بگويد:
«براى بقاء نسل بايد ازدواج كرد و فرزندانى به وجود آورد و تمام زحمتها و ناراحتيهاى آن را تحمّل كرد» يا بگويد: «چون در پيرى و ناتوانى عصاى دستى لازم دارم و كسى را مى خواهم كه مرا كمك كند و حمايتم نمايد، پس بناچار بايد ازدواج كنم و فرزندانى داشته باشم.»
اگر واقعاً انگيزه انسان اين امور بود، از هر 100 نفر چند نفر حاضر به ازدواج و تحمّل سختيها و ناكاميها و مشكلات فراوان زندگى مشترك و بچّه دار شدن مى شد؟ فكر نمى كنيم بيش از 10 نفر آنها حاضر به چنين كارى مى شدند.
امّا جاذبه جنسى و عشق و محبّت، انسانها را به سمت ازدواج ـ با همه مشكلاتش ـ سوق مى دهد; به گونه اى كه آنها عاشقانه تمام سختيها را به جان مى خرند; بلكه تمام عمرشان را به پاى فرزندشان مى ريزند تا نوزادشان كم كم بزرگ شود و راه رفتن بياموزد، و سخن بگويد. آرى، انگيزه عشق و محبّت اين قدرت و قوّت عجيب و خيره كننده را دارد.
همين مطلب در مورد برنامه هاى دينى نيز صادق است و لهذا در روايات فوق بر عشق و محبّت تأكيد شده، نه بر راه پرسنگلاخ برهان منطقى و استدلالهاى عقلى، تا آدمى زودتر به سر منزل مقصود برسد. اگر عاشق شدى خود به خود به سوى اطاعت الهى گام برمى دارى، و مشكلات آن را به جان مى خرى. اگر عاشق امام زمان شدى اطاعت اوامرش و مبارزه با فساد و منكرات، كارى بس آسان خواهد بود. آرى، عشق و محبّت كارها را سهل مى كند. آيا دين و آئينى كه انگيزه حركت پيروانش محبّت و عشق است، و تمام دينش را محبّت و عشق معرّفى مى كند، آئين خشونت است؟!
1 . ميزان الحكمة، باب 658، حديث 3097 (جلد دوم، ص 215).
2 . نورالثّقلين، جلد 5، صفحه 285، حديث 49.
مهربانى پيامبر، عامل جذب مسلمانان
يكى از معجزات پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) «تأليف قلوب» است. در آيه 159 سوره آل عمران مى خوانيم:
"فَبِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ"
به (بركت) رحمت الهى،در برابر آنان (مردم) نرم و مهربان شدى; و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراكنده مى شدند.
طبق اين آيه شريفه، عطوفت و مهربانى پيامبر رحمت، موجب جذب و جلب مردم به سمت آن حضرت شد، كه آن هم از رحمت الهى سرچشمه گرفته بود. بدين جهت، در آيه 63 سوره انفال مى خوانيم:
"لَوْ اَنْفَقْتَ ما فِى الاَْرْضِ جَميعاً ما اَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللّهَ اَلَّفَ بَيْنَهُمْ اِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ"
(اى پيامبر ما!) اگر تمام آنچه روى زمين است صرف مى كردى كه ميان دلهاى آنان اُلفت دهى موّفق نمى شدى; ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد. او توانا و حكيم است.
ايجاد يك امّت مسلمان پرقدرت از آن مردم عقب افتاده، و تبديل دلهاى پراكنده و پر از كينه آنها، به قلبهايى متّحد و مهربان، يك معجره الهى بود.
بنابراين، اگر يكى از معجزاتِ مهمّ پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) را تأليف قلوب و جمع بين جمعيّتى خشن و پر كينه، و ايجاد محبّت و صفا و صميميّت بين آنها بدانيم، سخن به گزافه نگفته ايم.
آيا آئينى كه معجزه آن تأليف قلوب و مهربانى و رحمت و عطوفت است، آئين خشونت است!
خداوند مهربان در آيه شريفه 208 سوره بقره مى فرمايد:
"يا اَيُّهَاالَّذين آمَنُوا ادْخُلُوا فِى السِّلْمِ كافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ اِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ"
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! همگى در صلح و آشتى در آييد و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد كه او دشمن آشكار شماست.
طبق اين آيه شريفه، صلح و آشتى برنامه اصلى اسلام است. و جالب اين كه قرآن مجيد كسانى كه از صلح و آشتى دورى مى كنند و آتش افروزى مى نمايند، و طالب درگيرى و جنگ مى باشند، پيرو شيطان معرفّى مى كند! يعنى صلح و آشتى كارى الهى و رحمانى، و جنگ و آتش افروزى و خشونت، كارى شيطانى و اهريمنى است.
مودّت و رحمت از نشانه هاى پروردگار
آياتى از قرآن مجيد بيان كننده نشانه هاى عظمت پروردگار است ـ كه در حقيقت موضوع برهان نظم در مسأله خداشناسى است ـ در آيه شريفه 21 سوره روم مى خوانيم:
"وَ مِنْ آياتِه اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فى ذلِكَ لاَياتٌ لِقَوْم يَتَفَكَّروُنَ"
از نشانه هاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرا داد; در اين، نشانه هايى است براى گروهى كه تفكّر مى كنند.
ممكن است منظور از «بينكم» ارتباط بين زن و شوهر باشد; يعنى، خداوند بين زن و شوهر مودّت و رحمت قرار داد; ولى به احتمال قوى تر منظور ارتباط بين تمام انسانهاست. طبق اين احتمال، يكى از نشانه هاى خداوند اين است كه بين تمام انسانها محبّت و مودّت و رحمت ايجاد كرده است.
آرى، تأليف قلوب از آيات الهى است، به گونه اى كه اگر اين محبّت اجتماعى وجود نداشت، زندگى دستجمعى امكان پذير نبود.
آئين رحمت
دشمنان اسلام وقتی به عظمت اسلام و فرهنگ اسلامی پی بردند و آیین رحمت را بزرگترین مانع پیش روی خود دیدند به فکر مبارزه بر آمدند.رشد و شکوفایی اسلام از یک سو و انقلاب بزرگ اسلامی ایران از سوی دیگر آنها را در رسیدن به هدف خود که انهدام و ریشه کن کردن اسلام و فرهنگ اسلامی است جازم تر و استوار تر نمود.
اگر کمی در تاریخ معاصر جهان دقتی نماییم می بینیم که پس از قیام مردم مسلمان ایران و تشکیل جمهوری اسلامی بر پایه معارف و ثقافه اسلامی هجمه دشمنان اسلام بیشتر شده.
البته قبول داریم که عده ای گرگ خو و درنده صفت نام اسلام را با خود یدک میکشند و در افغانستان و عراق و لبنان دستانشان را تا مرفق در خون هزاران بی گناه مسلمان آلوده نموده اند و با القاب جعلی و فربینده مانند مجاهد و استشهادی و آب را در آسیاب دشمن روانه میکنند و خود را طالبان حقیقی اسلام میدانند...شاید تصاویر منزجر کننده و وحشیانه سر بریدن انسانهای بیگناه را دیده باشید؛ترورهای متعددی که در گوشه و کنار ممالک اسلامی انجام میدهند را هم دیده اید و هم شنیده اید...اما هیچ وقت خبر حمایت طالبان و القاعده و دهها گروهک متجاوز را از مردم مظلوم لبنان و فلسطین ندیده ایم! حتی در زمان حمله رژیم جعلی اسراییل به لبنان یک بیانیه هم صادر نکردند!اگرچه عمده مسلمانان بیدار به یقین رسیده اند که این درندگان سر در آخر اسراییل و آمریکا دارند...
انشالله بنا داریم که در حد و توان خود بتوانیم فرهنگ اصیل اسلامی را با استناد به آیات و روایات بهتر بشناسیم،البته نباید فراموش کرد که افعال زعمای اسلامی عین اسلام ناب محمدی (ص)نیست و عیب از مسلمانی ماست نه دین اسلام.
نکته دیگر اینکه فهرست مطالب را از نوشته گهربار مرجع عظیم الشان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در کتابی به عنوان آیین رحمت گرفته شده که بهترین از نوع خود است.
در قرآن مجيد يكصد و چهارده سوره وجود دارد، كه صد و سيزده سوره آن با «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» كه پيام آور رأفت و رحمت و محبّت اسلامى است، شروع شده، و تنها يك سوره بدون «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» است(1)، كه آن هم دليل روشنى دارد:
سوره برائت اعلان جنگ و نبرد و بيزارى از دشمنان لجوج و عنود اسلام است كه اميدى به هدايت و اصلاح آنها نيست; و روشن است كه به هنگام جنگ با دشمن كينه توز، از رحمت و محبّت سخن گفته نمى شود.
به عبارت ديگر، نسبت خشونت و رحمت در قرآن مجيد بر اين اساس، نسبت يك بر صد و چهارده است; يعنى اصل بر رحمت و رأفت است و خشونت يك استثناء مى باشد!
آيا دينى كه معجزه آن چنين كتابى است، آئين خشونت است؟!
خداوند متعال در آيه 60 سوره «الرَّحْمن» مى فرمايد:
"هَلْ جَزَاءُ الاِْحْسانِ اِلاَّالاِْحْسانِ"
آيا جزاى نيكى جز نيكى است؟!
اين آيه شريفه، كه سرشار از محبّت و رحمت و دوستى است، به عنوان يك شعار اسلامى ما مسلمانان مى باشد. اگر تعجّب نكنيد با مطالعه ديگر آيات قرآن در مى يابيم كه خداوند متعال نه تنها پاسخ نيكى را رفتار نيك مى داند، بلكه به مسلمانان دستور مى دهد در مقابل بديها نيز به نيكى رفتار كنند، و پاسخ بدى را هم به نيكى بدهند!
اين مطلب در آيه شريفه 96 سوره مؤمنون آمده است; مى فرمايد :
"اِدْفَعْ بِالَّتى هِىَ اَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ اَعْلَمُ بِما يَصِفُونَ"
بدى را به بهترين راه و روش دفع كن (و پاسخ بدى را به نيكى ده) ما به آنچه توصيف مى كنند، آگاهتريم.
اى پيامبر! فريب خوردگان را ـ هر چند به تو بدى كرده اند ـ با عطوفت و محبّت به سوى اسلام باز گردان، تا تسليم تو شوند.
آيا دين و آئينى كه منطق آن خشونت و تندى است، به پيامبر خويش سفارش مى كند كه حتّى پاسخ بديهاى ديگران را با خوبى بدهد! يا چنين آئينى آئين محبّت و عاطفه و رحمت و صفا و عطوفت و مهربانى است!
1 . جالب اين كه همان يك مورد هم در سوره ديگرى از قرآن مجيد جبران شده، چرا كه در سوره نمل دو بار «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» تكرار شده است.
