تبليغاتX
بـقـیـع

baqea

حسین

baqea

http://baqea.blogfa.com

بـقـیـع

بـقـیـع

بـقـیـع

بسم الله الرحمن الرحـیم
این سایت محلی است تا بتوانیم به اندازه قدرت خود از مذهـب و عقیده خود دفاع کنیم؛مـذهـبـی که قرنها تـمبـر رافـضـی و کـافـر و مشرک برآن زده اند،عقیده ای که بیش از سیزده قرن بزرگان و
عـالـمـان و حـتـی مردم کوچه و بـازار را بـه جـرم اعـتـقـاد بـه آن؛ از دم تـیـغ گـذرانـده انـد.آیـیـنـی
که هنوز بعد از هـزار و چهـارصـد سال،توان بیان آن را در تمام این دنیا که هیچ در تمـام این کشور
نداریم،به دلایل مختـلف!عده ای ظاهربین عافیت طلب از در وحدتی وارد میشوند که مستلزم آن چشم پوشی از اصل تشیع است! وعده ای هم مخالف که دیگر به معاند بیشتر شبیهند...نه مطالب این سایت در جهت تخریب وحدت است و نه من اهل آن؛ بـلکه در جـهت تنویر افکار مسلمین است که مـا یک اسلام بیشتر نداریم و قسم دوم آن بدعت است و تاریکی از عزیزانی که خود را اهل تـسنـن می نامند درخواست دارم که با دید تعصب وارد نشوند، قبل از اینکه مطالب را مطالعه کنند خواهش میکنم که بـار تبـلیغات و تـعـصـبـات را زمیـن بنهند و فقط با عـقـل و وجـدان خود قضاوت کنند، که عقل و وجدان بیدار ازبین برنده تـعـصـبـات جـاهلی است.

بـقـیـع

بـقـیـع
دانش دینی خلفاء - قربانی نکردن خلفا در مراسم حج !
بسم الله الرحمن الرحیم

ابوبكر در مورد قربانى حج چه ديدگاهى داشت؟
 

از حذيفه بن اُسيد نقل شده است: ابوبكر و عمر  از ترس اينكه مبادا قربانى كردن از سوى ديگران رسم شود ، از سوى خانواده خود قربانى نمى كردند ولى خانواده من بعداً از سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله) آگاهى يافتند و مرا به زحمت انداخته مجبور نمودند كه از سوى همه آنها قربانى كنم(۱) .
شافعى در كتاب «الاُمّ»(۲) مى گويد:
به ما رسيده است كه ابوبكر و عمر  از ترس اين كه مبادا مردم از آنان تقليد نموده گمان برند كه اين عمل واجب است، از قربانى كردن خودارى مى كرده اند .
از شعبى نقل شده است: ابوبكر و عمر در مراسم حجّ شركت كردند ولى قربانى نكردند(۳).
اين در حالى است كه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) هنگامى كه به قربانى فرمان داد ، عدم وجوب آن را نيز بيان كرد ، و يارانش آن را فهميدند ، و بر همان اساس رفتار كردند، و تابعان نيز از آنان به همين صورت دريافت كرده اند ، و تا به امروز اين مسأله به همان صورت است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود و انجام داد . و اگر برداشت ابوبكر و عمر صحيح باشد بايد همه مستحبّات ترك شوند .
وانگهى اگر احتمال گمان وجوب را بپذيريم سزاوارتر اين بود كه اين احتمال از عمل و سخن خود پيامبر(صلى الله عليه وآله) حاصل شود نه از عمل ابوبكر و عمر زيرا سنّت، سنّت اوست ، و دين ، دينى است كه وى مبلّغ آن بوده است، لكن از بيان حضرت كه همراه عمل او بوده چنين گمانى حاصل نشده است; پس چرا اين دو نفر كه خود را خليفه رسول خدا مى دانند (از ترس اينكه مبادا رفتار آنان باعث شود مردم گمان وجوب عمل را ببرند) مانند او رفتار نكردند ؟ 

------------
۱ـ المعجم الكبير ، طبرانى [3/182 ، ح 3058] .
۲ـ كتاب الاُمّ 2 : 182 [2/224] .
۳ـ كنز العمّال 3 : 45 [5/219 ، ح 12664] .

+ نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 0:46 توسط حسین |
محبتی خدائی

بسم الله الرحمن الرحیم


إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً.

 

كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند رحمان محبت آنان را در دل ها مى افكند.

سوره مریم آیه ۹۶

 

در آيه ۹۶ سوره «مريم» مى خوانيم:

كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند رحمان محبت آنان را در دل ها مى افكند .إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً.
در بسيارى از كتب حديث و تفسير اهل تسنن (علاوه بر شيعه) روايات متعددى در شأن نزول آيه "إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّا" از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه: نشان مى دهد نخستين بار اين آيه در مورد حضرت على (عليه السلام) نازل گرديده است، از جمله:
« علامه زمخشرى» در «كشاف»، «سبط ابن جوزى» در «تذكره»، «گنجى شافعى»، «قرطبى» در تفسير مشهور خود، «محب الدين طبرى» در «ذخائر العقبى»، « نيشابورى» در تفسير معروف خود، «ابن صباغ مالكى» در «فصول المهمّه»، «سيوطى» در «درّ المنثور»، «هيثمى» در «صواعق المحرقه»، و «آلوسى» در «روح المعانى» را مى توان نام برد كه در ذيل به تعداى از احاديث رسيده اشاره مى كنيم:
۱- «ثعلبى» در تفسير خود، از «برّاء بن عازب» چنين نقل مى كند: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به على(عليه السلام) فرمود:

قُلِ اللّهُمَّ اجْعَلْ لِى عِنْدَكَ عَهْداً، وَ اجْعَلْ لِى فِى قُلُوبِ الْمُؤْمِنِيْنَ مَوَدَّةً، فَأَنْزَلَ اللّهُ تَعالى: إِنَّ الَّذِيْنَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً:
بگو خداوندا! براى من عهدى نزد خودت قرار ده، و در دل هاى مؤمنان مودت مرا بيفكن، در اين هنگام، آيه إِنَّ الَّذِيْنَ آمَنُوا... نازل گرديد.
عين همين عبارت يا با كمى اختلاف، در بسيارى از كتب ديگر آمده است
در بسيارى از كتب اسلامى اين معنى از «ابن عباس» نقل شده كه، مى گويد: نُزِّلَتْ فِى عَلِىِّ بْنِ أَبِيْطالِب ؛ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً» قالَ: مَحَبَّةً فِى قُلُوبِ الْمُؤْمِنِيْنَ:
يعنى: آيه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا... درباره على بن ابى طالب(عليه السلام) نازل گرديده.
 در كتاب «صواعق» از «محمّد بن حنفيه» در تفسير اين آيه، چنين نقل مى كند:

 

لايَبْقى مُؤْمِنٌ إِلاّ وَ فِى قَلْبِهِ وُدٌّ لِعَلِىٍّ وَ لاِهْلِبَيْتِه
هيچ فرد با ايمانى پيدا نمى شود مگر اين كه در درون قلبش، محبت على و خاندان او است.


۴- شايد به همين دليل در روايت صحيح و معتبر از خود امير مؤمنان على عليه السلام چنين نقل شده:

 

لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَيْفِى هذا عَلى أَنْ يُبْغِضَنِي ما أَبْغَضَنِى وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيا بِجَمّاتِها عَلَى الْمُنافِقِ عَلى أَنْ يُحِبَّنِى ما أَحَبَّنِى وَ ذلِكَ أَنَّهُ قُضِىَ فَانْقَضَى عَلى لِسانِ النَّبِىِّ الاْ ُمِّىِّ(صلى الله عليه وآله) أَنَّهُ قالَ لايُبْغِضُكَ مُؤْمِنٌ وَ لايُحِبُّكَ مُنافِق
اگر با اين شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه مرا دشمن دارد هرگز دشمن نخواهد داشت، و اگر تمام دنيا (و نعمت هايش) را در كام منافق فرو ريزم كه مرا دوست دارد، دوست نخواهد داشت، اين به خاطر آن است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به صورت يك حكم قاطع به من فرموده است: اى على! هيچ مؤمنى تو را دشمن نخواهد داشت و هيچ منافقى محبت تو را در دل نخواهد گرفت!


۵- در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: پيامبر(صلى الله عليه وآله) در آخر نماز خود با صداى بلند به طورى كه مردم مى شنيدند، در حق امير مؤمنان على(عليه السلام) چنين دعا مى كرد:

 

أَللّهُمَّ هَبْ لِعَلِىٍّ الْمَوَدَّةَ فِى صُدُورِ الْمُؤْمِنِيْنَ، وَ الْهَيْبَةَ وَ الْعَظَمَةَ فِى صُدُورِ الْمُنافِقِيْنَ فَأَنْزَلَ اللّهُ إِنَّ الَّذِيْنَ آمَنُوا...
" خداوندا! محبت على(عليه السلام) را در دل هاى مؤمنان بيفكن، و همچنين هيبت و عظمت او را در دل هاى منافقان، در اين هنگام آيه فوق و آيه بعد از آن نازل شد." (۱)

 

۱- تفسير نمونه، جلد ۱۳، صفحه ۱۶۴ .

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 21:18 توسط حسین |