تبليغاتX
بـقـیـع

baqea

حسین

baqea

http://baqea.blogfa.com

بـقـیـع

بـقـیـع

بـقـیـع

بسم الله الرحمن الرحـیم
این سایت محلی است تا بتوانیم به اندازه قدرت خود از مذهـب و عقیده خود دفاع کنیم؛مـذهـبـی که قرنها تـمبـر رافـضـی و کـافـر و مشرک برآن زده اند،عقیده ای که بیش از سیزده قرن بزرگان و
عـالـمـان و حـتـی مردم کوچه و بـازار را بـه جـرم اعـتـقـاد بـه آن؛ از دم تـیـغ گـذرانـده انـد.آیـیـنـی
که هنوز بعد از هـزار و چهـارصـد سال،توان بیان آن را در تمام این دنیا که هیچ در تمـام این کشور
نداریم،به دلایل مختـلف!عده ای ظاهربین عافیت طلب از در وحدتی وارد میشوند که مستلزم آن چشم پوشی از اصل تشیع است! وعده ای هم مخالف که دیگر به معاند بیشتر شبیهند...نه مطالب این سایت در جهت تخریب وحدت است و نه من اهل آن؛ بـلکه در جـهت تنویر افکار مسلمین است که مـا یک اسلام بیشتر نداریم و قسم دوم آن بدعت است و تاریکی از عزیزانی که خود را اهل تـسنـن می نامند درخواست دارم که با دید تعصب وارد نشوند، قبل از اینکه مطالب را مطالعه کنند خواهش میکنم که بـار تبـلیغات و تـعـصـبـات را زمیـن بنهند و فقط با عـقـل و وجـدان خود قضاوت کنند، که عقل و وجدان بیدار ازبین برنده تـعـصـبـات جـاهلی است.

بـقـیـع

بـقـیـع
هم نامی فرزندان امام علی (ع) با خلفاء اهل سنت

هم نامی فرزندان امام علی (ع) با خلفاء اهل سنت

بسیار شنیده اید که وهابیت با بیان این مطلب که چون حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اسامی فرزندان خود را هم نام خلفای سه گانه گذاشته این دلالت بر حسن رابطه بین اهل بیت و حزب قریش می کند!

اما متعجبم که اگر رابطه حسنه بوده چرا فقط یک طرفه بوده ؟

عبدالله (ابوبکر) بن علی بن ابیطالب علیهم السلام

در اینکه ابوبکر کنیه باشد بعید نیست و اعطای کنیه در آن زمان امری مرسوم بوده و دیده می شده که مردم آن زمان کنیه را بیان می کردند نه پدر فرزند!

البته ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین قائل است که عبدالله بن علی بن ابیطالب علیهم السلام در سن بیست و پنچ سالگی به شهادت رسیده و این نشان دهنده این است که عبدالله در اواخر عمر شریف حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بوده

قال العباس بن علی (ع) لاخیه من ابیه و امه عبدالله بن علی : تقدم بین یدی حتی اراک و احتسبک فانه لا ولد لک فتقدم بین یدیه و شد علیه هانی بن ثبیت الحضرمی فقتله (1)

عمر بن علی بن ابیطالب علیهم السلام

اگر اهل تحقیق در تاریخ خیلفه دوم عصبیت و تند خوئی او را دیده باشند سخن گفتن در خصوص تغییر اسامی اهل مدینه بسیار آسان خواهد شد !

تغيير كنيه مغيره

زيد بن اسلم نقل مى‏كند كه عمر پسرش را كه كنيه‏اش ابو عيسى بود زد و مغيرة بن شعبة كنيه‏اش ابو عيسى بود. عمر به او گفت: آيا ترا كفايت نمى‏كند كه كنيه‏ات ابو عبد اللّه باشد؟ گفت: همانا رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم مرا به اين كنيه ناميد. گفت: رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏سلم گناهان گذشته و آينده‏اش آمرزيده شد و من يكى از مسلمانان مى‏باشم. (2)  او تا آخر عمر كنيه‏اش ابو عبد اللّه بود.

آيا باز هم مى‏توان گفت عمر نمى‏دانست كه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كارى انجام داد و مخالفت او را به بى‏اطلاعى او نسبت داد؟ قطعا بايد گفت: عمر با علم به اينكه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كنيه مغيره را ابو عيسى نهاد، آن را برگرداند. آيا اين عمل را جز اين مى‏توان بيان كرد كه عمر صريحا با رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مخالفت كرده است؟ مگر ابو عيسى چه عيبى داشت كه آن را عوض كرد و پسرش را -بى آنكه گناهى مرتكب شده باشد- كتك زد؟ مگر آیات متعدد در قران کریم نیست که پیامبر از روی هوی کلامی بیان نمی کنند و یا اینکه آنچه رسول حق دستور داده انجام دهید و از آنچه نهی کرده وا گذارید

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (3)

وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (4)

اما راجع به تغییر اسم فرزند امیرالمونین علیه السلام ، بزرگان اهل سنت نقل کردند که عمر بن خطاب با اصرار خود امر اسم گذاری را بر عهده گرفت

" و کان عمر بن الخطاب سمی عمر بن علی باسمه " (5)

که این اخلاق جناب خلیفه بر کسی پوشیده نیست

ابراهیم بن حارث  را به عبدالرحمن بن حارث تغییر داد و دلیلشان هم این بود که اسامی انبیاء را نباید برای خود انتخاب کرد! (6)

قلیل بن الصلت را به کثیر تغییر داد! (7)

طحیل بن ریاح را به خالد بن ریاح تغییر داد (8)

البته این احتمال هم هست که حضرت علی علیه السلام به جهت علاقه ای که به " عمر بن ابی سلمه القرشی" فرزند خوانده حضرت خاتم صلی الله علیه وآله داشته اند اسم فرزند را هم نام ایشان انتخاب فرمودند.

عثمان بن علی بن ابیطالب علیهم السلام

روایتی است که در کتب تاریخی ذکر شده که حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

" انما سمیته باسم اخی عثمان بن مظعون " (9)

عثمان بن مظعون یکی از اصحاب بزرگ پیامبر اکرم بود و پیامبر وی را بسیار دوست می‌داشت.
او فردی بزرگوار، عابد و زاهد بود. روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌ایستاد
در ماه ذی الحجه سال دوم هجری در مدینه وفات کرد و اولین کسی بود که در بقیع به خاک سپرده شد.
روایت شده است که پیامبر گرامی اسلام پس از ارتحال او خم شد و او را بوسید و هنگامی که فرزند پیامبر وفات کرد فرمود:

" به گذشتگان صالح خود، کسانی هم چون عثمان بن مظعون بپیوند " (10)

چند نکته را باید ذکر کرد که به داستان اسامی فرزندان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهما السلام با دیدی ساده لوحانه نگاه نکرد

اول: اصحاب ائمه اطهار علیهم السلام اسامی همانند خلفا اهل سنت داشته اند حتی برخی از آنها نامهائی مثل شمر، یزید  و عمرو داشته اند که این خود مؤید بسیار خوبی است از رواج این اسامی در آن عصر و زمان

دوم: ابن حجر عسقلانی در کتاب الاصابه خود اسامی کثیری را نقل می کند که اسمشان " عمر" بوده ، آیا  تمام این اسامی به دلیل محبت و علاقه خود به خلیفه دوم بوده؟ در همان زمان کسانی بودند هم نام خلفاء که سنشان هم از خلفای سه گانه بزرگتر بوده !

سوم: در روایات ماثوره از حضرات معصومین علیهم السلام نهی از این اسم گذاری دیده نشده کما اینکه از نام های " حرب " و " ضرار" نهی فرموده اند

چهارم: یکی از یاران و اصحاب امام سجاد علیه السلام  " یزید بن حاتم " بوده و یا " یزید الصائغ " از اصحاب امام باقر علیه السلام وهمچنین " شمر بن یزید " از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده. آیا می توان دلیل آورد که از محبت  " شمر" و " یزید" این نامها انتخاب شده؟

پنجم: شیخ مفید در ارشاد قائل است که یکی از فرزندان حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام " عمرو" نام داشت؛ آیا می توان گفت که حضرت به دلیل علاقه به " عمرو بن عبدود " این اسم را انتخاب کرده اند؟

ششم: در اینکه مسلمانان علاقه بسیاری به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله دارند شکی نیست هرساله در ایام ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله جشنها و مراسم متعددی گرفته می شود اما آیا همه مسلمانان اسم " محمد " را برای فرزندان خود انتخاب می کنند؟

آیا می توان گفت که آنهائی که فرزندی به نام رسول خدا ندارند ، به ایشان بی علاقه هستند؟

آنچه که ذکر شد دلیل بر این است که فقط  با نام گذاری فرزندان محبت و دلگرمی به وجود نمی آید، بلکه اسباب محبت فراتر از این مقوله هاست

این چه محبتی  بین حضرت امیرالمونین علیه السلام و خلفاء اهل سنت است که امام علی علیه السلام " ابوبکر و عمر " را دروغگو ، گنهکار ، فریبکار و خائن می نامیدند؟(11)

این چه گونه علاقه ای است بین امام علی علیه السلام و ابوبکر که خلیفه اول در روزهای بعد از رحلت نبی مکرم اسلام بر منبر نشست و گفت:

انما هو الثعاله شهیده ذنبه ! (12)

چطور می توان به کسی علاقه داشت و به نشان محبت او اسم فرزند را همنام او گذاشت در حالی که صفحات تاریخ دوری گزیدن حضرت امیرالمومنین علیه السلام از معاشرت با عمر بن خطاب را ثبت کرده؟

چطور می توان کراهت هم نشینی با خلیفه دوم را با محبت به او جمع نمود؟ (13)

خلیفه دومی که با هم فکری رفیقش باعث و بانی حمله به منزل ایشان و مضروب نمودن تنها یادگار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله ، صدیقه طاهره فاطمه الزهراء سلام الله علیها (14)

چه جهت مثبتی در سیره خلیفه سوم عثمان بن عفان وجود داشت که حضرت نام فرزند خود را هم نام او گذارد؟

خلیفه ای که ابوسفیان را عزیز داشت و ابوذر غفاری را دشمن داشت و به ربذه تبعید نمود ابوذری که رسول الله صلی الله علیه وآله در حق او می فرماید:

«آسمان بر راستگو تر از ابوذر سایه نیانداخته است»

و یا اینکه عمار یاسر این صحابی جلیل القدر را آنچان مضروب ساخت که مدتی در بستر افتاد!

عثمان کسی بود دختر ابوبکر  او را  " پیر خرفت " خطاب قرار می داد (15)

پی نوشتها:

1.مقاتل الطالبین –ابوالفرج الاصفهانی- صفحه 54 / تنقیح المقال-مامقانی-جلد 2ص199

2.كلمه‏اى كه عمر به كار برد اين است: «وأنا في جلجتنا» و در پاورقى آمده است: يعنى مثل مسلمانان مى‏باشيم، نمى‏دانيم بر سر ما چه خواهد آمد. / سنن أبي داود، ج 4، ص 291، كتاب الادب، باب فيمن يتكنّى بابى عيسى، ح 4963.

3.سوره مبارکه نجم آیه 3 و4

4.سوره مبارکه حشر آیه 7

5.انساب الاشراف – بلاذری – ج2 ص 413 / سیر اعلام النبلاء – ذهبی – ج4 ص134 / تهذیب التهذیب – ابن حجر – ج7 ص427 / تهذیب الکمال – المزی –ج21 ص 467

6. اسدالغابه ج3 ص 284 / الاصابه ج 5 ص 23

7.طبقات الکبری ج5 ص 14

8.هامش سوم المصنف – عبدالرزاق الصنعانی- ج1 ص 61

9.مقاتل الطالبین ص55 / تقریب المعارف ص 294

10.منتهی الامال ج1 ص703

11.صحیح مسلم ج5 ص 152،728 حدیث 1757 / فتح الباری ج 6 ص 144

12.شرح ابن ابی الحدید ج 15 ص 214

13.صحیح بخاری ج5 ص 82 / صحیح مسلم ج5 ص 154

14.تاریخ الخلفاء الراشدین – ابن قتیبه - ج1 ص13

15.ابن ابی الحدید ج2 ص 17 / تذکره خواص الائمه – سبط بن جوزی – ص36

+ نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت 14:40 توسط حسین |